خداوند در قرآن كریم در وصف خانه ‏هایى مى فرماید:

« فى بیوت اذن الله ان ترفع و یذكر فیها اسمه...». (نور/36)

  " در خانه هایى كه خداوند رخصت فرمود که ( قدر ومنزلت) آنها رفعت یابد ونامش در آنها یاد شود."

ضریح ‏ها و بقاع متبركه امامان معصوم ، از جمله این خانه ‏هاست كه از مشرق آنها، انوار پر فروغ جمال الهى ، اقلیم دلهاى مستعد و عاشق را روشنى ، حرارت ، حیات و طراوت مى ‏بخشد.

در كتب لغت ، ضریح اینگونه تعریف شده است: «خانه چوبین و مشبك یا از مس و نقره كه بر سر قبر امامى یا امامزاده ‏اى سازند».

اما در نگاه زائران و شیفتگان ، ضریح رمزى از دلدادگى ، عشق و آشنایى است.

ضریح افسونگر نگاه ‏ها ، رمز آشنایى ‏ها، محرم رازها ، برق چشم ‏ها ، تكیه ‏گاه دست ‏ها و سرزمین اشكهاست. ضریح چشم انداز نگاه ‏هاى مشتاق است كه دل‏هاى آگاه ، از پنجره هاى آن ، افق دور دست آشنایى و صمیمیت را مى ‏نگرند.

ضریح منظر جان ‏هاى امیدوارى است كه دیدگان ، از وراى آن فروغ سپیده دمان روشنى و رهایى را مى‏بینند.

دست ‏هاى نیاز ، به سوى ضریح قامت مى ‏بندند و در پنجره هاى آن خود را به توسل و طلب قفل مى ‏زنند.

دیدگان خسته ، به درخشش پر فروغ آن جلا مى یابند. و دل ‏ها به جذبه پر كشش آن بر مى ‏آشوبند .

در برابر ضریح ، این مرز پیوند با ملكوت ، دیوارهاى جدایى همه به یكباره  فرو مى ‏ریزند و دلها عقده مى ‏گشایند و نا گفتنى ‏ترین سخنان خویش را در هاله‏اى از رمز و راز با امام و مقتداى خویش در میان مى‏گذارند.

روشن نمودن این مطلب كه از چه زمانی ضریح شكل كنونى را یافت و بدین صورت ساخته و پرداخته شد ، به دلیل عدم وجود مستندات تاریخى و اختلاف گفته‏ ها و ابهامات موجود در منابع و مآخذ تقریبا میسر نیست. ساخت ضریح همچون هر پدیده و مصنوع دست انسان از مرحله ‏اى آغاز شده ، و با گذشت زمان سیر تحول و روند تكاملى خود را طى كرده تا به صورت فعلى رسیده است.

به نظر مى ‏رسد دو عامل ، علت عمده این تحول و تطور بوده است:

1- اداى احترام و بزرگداشت شأن امام.

2- رشد روز افزون زائران.

قبل از ورود به مباحث مختلف ضریح ، و تاریخ و انواع آن ، در مقدمه مبحث به مشاهدات جهانگرد معروف جهان اسلام یعنى "ابن بطوطه"، كه در سال 734 از طوس و آستان قدس رضوى دیدار داشته و در كتاب خود به نام «تحفة النظار» به آن پرداخته ، اشاره می نماییم:

مشهد مكرم امام رضا علیه السلام قبه هاى بزرگ دارد. قبر امام در داخل زاویه ‏اى است که در کنار آن  مدرسه و مسجدى قرار گرفته ، این عمارتها همه با سبكى بسیار زیبا ساخته شده و دیوارهاى آن كاشى است. روى قبر صندوقی چوبى قرار دارد كه سطح آن را با صفحات نقره پوشانیده اند. از سقف مقبره ، قندیل ‏هاى نقره آویزان است.

آستانه در قبه هم از نقره است و پرده ابریشم زردوزى بر در آویخته ، دامن بقعه با فرشهاى گوناگون مفروش گردیده است.

این سخن و عقیده كه تا قبل از دوران صفویه ، ضریحى بر مرقد منور امام نصب نبوده ، قطعى است و برخى از آراء متفاوت حاكى از آن است كه بعضى تعبیر ضریح را براى صندوق به كار برده‏اند.

از زمان صفویه تا كنون تعداد پنج ضریح بر مرقد منور امام جاى گرفته است.

ضریح اول

اولین ضریح ، ضریحى چوبى با تسمه ‏هاى فلزى، پوشش طلا و نقره بوده است كه در اواسط قرن دهم یعنى در دوران شاه طهماسب صفوى به سال 957 ه. ق ساخته و بر روى صندوقچه چوبى نصب شده است.

در كتیبه دور این ضریح سوره «هل اتى» به خط ثلث شیوا مكتوب بوده و در كتیبه طلایى سر در ضریح نصب و مکتوبی به شرح ذیل نوشته بوده است. 

"به توفیق الهى و تأیید ائمه معصومین صلواة الله علیهم اجمعین ، طهماسب بن اسماعیل از صفوى این محجر طلا در این موضع عرش اعتلا موفق و مؤید گردید." (سنه 957)

در سال 998 عبد المؤمن خان ازبك ، پس از قتل عام مردم ، ما یملك و اموال آنان را به یغما مى ‏برد ، در این غارت بخشى از اموال آستان مقدس همچون قندیل ‏هاى طلا ، كتب و قرآن ‏هاى نفیس خطى از جمله قطعه ای الماس به درشتى یك تخم مرغ و میل طلایى كه به فرمان شاه طهماسب بر فراز ضریح مطهر نصب بوده است همراه تعدادى از فرش‏هاى آستان مقدس به تاراج ، و به هرات و بخارا برده مى‏شود.

در سال 1311 كه صندوق طلاى مرقد منور عوض مى ‏شود ، به دلیل فرسودگى پایه ‏ها ، ضریح مذكور برچیده شده ، طلا و نقره و جواهرات آن از چوبها جدا و به خزانه مقدس منتقل مى‏شود.

ضریح دوم

ضریح مرصع فولادى ، معروف به ضریح نگین نشان است، كه در سال 1160 ه. ق به آستانه مقدس تقدیم و نصب شده است. بر اساس شواهد تاریخى ، واقف ضریح ، شاهرخ فرزند رضا قلى میرزا فرزند نادرشاه افشار و نوه شاه سلطان حسین صفوى است.

ضریح نگین نشان كه اكنون در زیر ضریح كنونى جاى دارد از فولاد ساخته شده و داراى قبه ‏هاى مزین به یاقوت و زمرد است ؛ بر هر یك از قبه ‏هاى مربع مشبك آن كه تقریبا به دو هزار قبه مى‏رسد روى صفحه طلاى ضخیمى چهار قطعه یاقوت و یك زمرد نصب شده است.

در كتیبه ‏اى كه بالاى در ورودى ضریح به خط نستعلیق وجود دارد چنین آمده است: « نیاز رحمت ایزد مستعان و تراب اقدام زوار این آستان ملك پاسبان ، سبط سلطان نادر شاهرخ شاه الحسینى الموسوى الصفوى بهادر خان به وقف و نصب این ضریح و قبه هاى مرصع چهار گوشه ضریح مقدس مبارك موفق گردید، سنه 1160 قمرى».

در زمان تولیت میرزا سعید خان براى مصون ماندن نذورات و جواهرات داخل ضریح مطهر شبكه و پوشش مطلایى روى ضریح منور قرار مى ‏گیرد.

ضریح سوم

در عصر سلطنت فتحعلى شاه قاجار ضریحى فولادى و ساده ساخته و روى ضریح نگین نشان نصب مى ‏شود.

سقف این ضریح با چوب ‏هایى كه با ورق طلا ، طلا كوب شده بود پوشش یافت ، و در طرف پایین پاى مبارك در مرصع تقدیمى فتحعلى شاه قاجار نصب شده بود.

یك طوق طلاى جواهر نشان در وسط و دو گل جواهر نشان در دو طرف آن قرار داشت ، این ضریح تا پایان نیابت تولیت دكتر سید فخر الدین شادمان بر جا بود.

در سال 1330 شمسى نائب تولیت وقت آقاى سید جلال الدین تهرانى تصمیم مى ‏گیرد كه این ضریح را برچیده و به جاى آن ضریحى از طلا و نقره نصب نماید. نقشه هاى اجرایى و مقدمات كار آماده مى ‏شود، اما به دلیل دگرگونى اوضاع عمومى و اجتماعى كشور ، كار معوق مى ‏ماند .

ضریح چهارم

چهارمین ضریح به نام ضریح طلا و نقره معروف به (شیر و شكر) است كه در سال 1338 خورشیدى ساخته شده و پس از برداشتن ضریح سوم و انتقال آن به موزه ، روى ضریح نگین نشان نصب مى ‏شود و بر روى سقف ضریح از داخل این دو بیتى نوشته شده:

هاتفى وصف این ضریح بگفت

عجز الصانعون عن صفتك

بهر تاریخ دور معنى سفت

ما عرفناك حق معرفتك

كه به حساب ابجد از مجموع حروف مصراع چهارم عدد 1379 ق به دست مى ‏آید كه تاریخ نصب ضریح است.

ضریح پنجم

ضریحى است یك پارچه و داراى صلابت و استحكام و تمامى گلبرگ ‏ها و نقش ‏هائى كه در آن به كار رفته است داراى بار فكرى و فرهنگى و منتقل كننده پیام نظام مقدس جمهورى اسلامى است.

ضریح جدید ، به زیور سوره مباركه یاسین و هل اتى و اسماء و صفات الهى و با خط بسیار زیبایى آراسته شده است و قسمت داخلى آن نیز تماما خاتم كارى اصل است. در ضریح جدید مجموعه ‏اى از اصیل ‏ترین و بدیع ‏ترین آفرینش ‏هاى هنر اسلامى به كار رفته است.

كار ساخت آن پس از پنج سال مطالعه و تحقیق و ارایه طرح ‏هاى مختلف از اواخر سال 72 آغاز شد و نصب آن همزمان با آخرین غبار روبى كه در تاریخ 21/10/79 انجام شد آغاز گردید و چهل روز به طول انجامید .

عکس قدیمی از حرم امام رضا (ع)

 به نقل از http://www.serajalah.blogfa.com/post/9

+ نوشته شده توسط کریم همدرسی در چهارشنبه 25 مرداد1391 و ساعت 11:40 قبل از ظهر |

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

اگر عاشق امام رضا(ع) هستی

اگر دوست داری به حضرت سر بزنی و زیارتش کنی

لطف کن و به قسمت پائین تصویر حرم امام رضا(ع)کلیک کن

التماس دعا

پخش زنده حرم امام رضا علیه السلام

+ نوشته شده توسط کریم همدرسی در دوشنبه 27 خرداد1387 و ساعت 7:41 بعد از ظهر |

مشهد مقدس

 

 

 
 

     

 
+ نوشته شده توسط کریم همدرسی در چهارشنبه 10 اسفند1384 و ساعت 6:34 بعد از ظهر |
این وبلاک به دفتر خدمات زیارتی همدرسی www.hamdarsi.blogfa.com مربوط است 

به ياري خداوند متعال  آدرس دفتر زيارتي به شرح زیر اعلام می گردد:

شهر ری - ضلع شمالی میدان معلم بلاک ۲۸۶ طبقه دوم

تلفن و فکس :    ۳۳۳۷۲۵۸۱

تلفن همراه:    ۰۹۱۲۵۲۰۵۵۴۳

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه 4 بهمن1384 و ساعت 12:5 بعد از ظهر |

 

فشرده اي از زندگاني امام رضا(ع)

   زادگاه
هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن نوسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

   كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلي

   لقبها
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

   مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»

   مادر امام
در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند.

   زاد روز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاي (148 و 151 و 153ق) و در روزهاي جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذي القعده.

   روز شهادت

روز وفات آن حضرت را نيز به سالهاي (202 و 203 و 206ق) دانسته اند.
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148ق) يعني همان سال وفات امام صادق عليه السلام بوده است، چنان كه مفيد، كليني، كفعمي، شهيد، طبرسي، صدوق، ابن زهره، مسعودي، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزي و كساني ديگر اين نظر را برگزيده اند.
در باره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال(203ق) است.
بنابر اين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال مي شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپري كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را بر عهده داشته است.
اين بيست سال مصادف است با دوره پاياني خلافت هارون عباسي، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايي ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سر انجام دوره اي از خلافت مأمون.

   فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براي او ذكر كرده اند، اما چنان كه علامه مجلسي مي گويد: حداكثر تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.
به دسيسه مامون و با سم او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در قبله قبه هاروني سراي حميد بن قحطبه طايي به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناي شيفتگان است.

به نقل از :     http://www.aqrazavi.org/haram/H003.htm

               

            

+ نوشته شده توسط کریم همدرسی در پنجشنبه 24 آذر1384 و ساعت 2:58 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM